- افزایش وام مسکن ملی به ۸۵۰ میلیون تومان
- جنگ ایران و سوپر النینو، جهان را به سمت قحطی و گرانی میبرد
- ادعای رژیم صهیونیستی در ترور فرمانده جدید قسام
- این استانها بارانی میشوند
- شهرکهای صنعتی از برنامه قطعی برق مستثنی شوند
- آمریکا دیگر نقطه امنی برای شرارت و استقرار پایگاههای نظامی در منطقه نخواهد داشت
تنبیه- تشویق راهبرد رئیس جمهور جدید ایالات متحده برای غرب آسیا
پایگاه خبری راه صنعت- نتانیاهو ممکن است تلاش کند برای دستیابی به اهدافی که نتوانسته است محقق کند، رئیسجمهور آمریکارا به دخالت مستقیم در جنگ متقاعد سازد. اما ایالات متحده نیز با موانع متعددی روبهروست که میتواند مانع از دستیابیاش به آن اهداف شود. حتی ممکن است راهبرد احتمالی ترامپ برای افزایش تنشها، ایران را بر آن دارد تا تدابیر شدیدتری، از جمله تسریع در توسعه پروژه هستهای خود اتخاذ کند. در نتیجه، منطقه به نقطه حساسی برسد؛ جایی که یا از لبه پرتگاه عقب بیاید و به یک توافق جدید دست پیدا کند، یا باعث وقوع یک جنگ منطقهای شود که آن را بهسرعت وارد دورانی از رقابت هستهای میسازد.
باید افزود ترامپ خاورمیانه را به سه بخش تقسیم میکند: اول، اسرائیل که ترامپ حسب اظهارات و انتصابات خود تصمیم دارد اعتراضی به سیاستها و نقشههای آن داشته باشد؛ بلکه حتی در کمپین خود اظهار داشت که نیازمند گسترش مساحت اسرائیل است. دوم، کشورهای خلیج فارس که ترامپ آنها را از یکسو، بهعنوان متحدان خویش میبیند که میتوانند در پروژههای سرمایهگذاریاش در ایالات متحده نقش داشته باشند و از سوی دیگر، بهعنوان شرکای اصلی در پیمان ابراهیم میشناسد که سبب ادغام اسرائیل در منطقه و ایجاد یک ائتلاف ضدایران است. سوم، ایران و همپیمانانش که ترامپ قصد دارد فشار حداکثری بر آنها، بهخصوص ایران اعمال کند تا آن را به لبه ورشکستگی برساند که مجبور به پذیرش شروط آمریکا شود.
از یک نگاه کلی، راهبرد ترامپ مبتنی بر اقتصاد، بهعنوان ابزار تنبیه یا تشویق است؛ تنبیه مانند تشدید تحریمهای اقتصادی علیه ایران یا افزایش تعرفههای گمرکی بر کشورهای رقیب، مانند چین؛ و تشویق، مانند تلاش او در دوره اول ریاستجمهوریاش برای ایجاد رفاه ویژه برای فلسطینیان در غزه، تا آنها هم مانند سنگاپور یا دبی شوند، به شرط اینکه از مبارزه مسلحانه برای آزادی کشورشان دست بردارند.
باید افزود ترامپ در اظهارات خود کوشش کرده خود را بهعنوان یک معاملهگر و مخالف جنگ معرفی کند. این رویکرد عمومی اوست؛ اما بعید هم نیست که در صورت ناکارآمدی ابزارهای اقتصادی، نتیجه تحولات به بهرهگیری او از گزینه نظامی بینجامد؛ مانند آنچه در دوره نخست ریاستجمهوریاش رخ داد. او در سال ۲۰۲۰م. دستور ترور فرمانده سپاه قدس، شهید حاج قاسم سلیمانی، را صادر کرد و خطر وقوع یک جنگ گسترده با ایران را پذیرفت در ادامه در کمپین انتخاباتی ۲۰۲۴ خود، نتانیاهو را به حمله به تأسیسات هستهای ایران تحریک کرد. بنابراین، در صورت شکست ابزارهای اقتصادی یا فراهم شدن عوامل داخلی (مانند برخی منافع) یا خارجی (مانند فشارهای همپیمانان مبنی بر استفاده از گزینه نظامی)، نمیتوان استفاده ترامپ از عملیات نظامی را بعید شمرد.
همچنین احتمال دارد راهبرد ترامپ برای منطقه در دوره دومش، همانند دوره اول (۲۰۱۶ـ۲۰۲۰) باشد؛ اما وضعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی در سال ۲۰۲۴، نا هنجاری های متفاوتی را ایجاب میکند که اصلاحاتی در اجرا پدید میآورَد و بیشتر گزینه نظامی را ترجیح میدهد که میتواند به نتایجی برخلاف انتظار برسد. از سوی اسرائیل، کنست اسرائیل به تشکیل دولت فلسطینی رأی منفی داده و گزارشها حاکی از آن بوده که دولت اسرائیل در صدد الحاق شمال نوار غزه و مناطق شهرکنشین در کرانه باختری به خاک خود است.
در ادامه باید افزود این تغییرات ژئوپلیتیکی بهمعنای تغییر در قدرت حاکم بر مناطق جغرافیایی است. علاوه بر این، اسرائیل قصد دارد اهداف خود را از طریق قدرت نظامی دنبال کند، نه مذاکرات سیاسی که این خود یک تغییر استراتژیک است که به استفاده از جنگ برای دستیابی به صلح مربوط میشود. از طرف دیگر، مخالفت اسرائیل با تشکیل دولت فلسطینی، موانعی را در مسیر تکمیل پیمان ابراهیم قرار میدهد؛ توافقی که ترامپ راهبرد بزرگش برای خاورمیانه را بر پایه آن بنا کرده است.
باید یادآور شد این توافق همچنین بر این اساس استوار است که کشورهای خلیج فارس بخشی از ثروت خود را برای رفاه فلسطینیان خرج کنند؛ به شرط اینکه مطالبه برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی به تعویق بیفتد. این در حالی است که کشورهای خلیج فارس تا زمانی که تضمینی برای تشکیل دولت فلسطینی نباشد، حاضر به مشارکت در طرح ادغام اسرائیل در منطقه نیستند. بهعلاوه، این کشورها، دیگر ایران را یک تهدید نمیبینند، بلکه آن را شریکی میدانند که نمونه آن در آشتی میان ایران و سعودی نمود یافت؛ تا جاییکه به برنامهریزی برای شرکت در تمرینات نظامی مشترک رسید.
این برخلاف مبنای راهبردی است که پیمان ابراهیم بر آن استوار است؛ یعنی ایجاد ائتلافی اسرائیلی ـ خلیجی برای مقابله با ایران. جمهوری اسلامی ایران و همپیمانانش اکنون جبهه مقاومتی را به وجود آوردهاند که کنترل مناطق وسیع جغرافیایی و دریایی را در دست دارد. آنها حتی در کنترل غزه دست داشتهاند؛ زیرا از زمان طوفان الاقصی در عملیاتهای نظامی، برای حمایت غزه حضور داشته و توقف آن را منوط به توقف جنگ اسرائیل علیه غزه کردهاند. این از بُعد ژئوپلیتیکی؛ اما از لحاظ راهبردی، حوثیها وارد جنگ با نیروهای آمریکایی در دریای سرخ و دریای عرب شدهاند.
در ادامه نیز حملات ایران نشان داد که اسرائیل قادر نیست حتی از خودش دفاع کند و محتاج چتر حمایتهای آمریکاست؛ اما همچنان بیپناه مانده است.
افزون بر این، ایران اعلام کرده از سیاست صبر استراتژیک دست کشیده و وعده داده است به هر حملهای پاسخ دهد؛ این یعنی سیاست فشار حداکثری نتوانسته است مانع پیشبرد پروژه هستهای ایران شود؛ بلکه بالعکس توانسته است میزان غنیسازی اورانیوم را افزایش دهد.
در پایان باید افزود ، سیاست فشار حداکثری ـ چنانکه دولت آمریکا در دوره اول ترامپ و سپس بایدن انتظار داشت ـ ایران را منزوی نکرده است؛ بلکه موجب افزایش چهار برابری صادرات نفت و پیوستن به کمیسیونهای بزرگ اقتصادی همچون بریکسپلاس شده است که مسیرهای تجاری و گزینههای مالی جایگزینی را خارج از شبکه دلار آمریکا در اختیارش میگذارد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

