حکمت
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
شناسه خبر : 107401
  پرینت تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴ |
محقق و مدرس حوزه حمل و نقل دریایی و لجستیک تشریح کرد؛

از عوارض تا خدمات؛ رمزگشایی از دیپلماسی دریایی ایران در تنگه هرمز

در سیاست جهانی، بعضی نقاط جغرافیایی فراتر از نقشه‌اند؛ به گره‌های حیاتی اقتصاد و امنیت جهان تبدیل می‌شوند. تنگه هرمز یکی از همین نقاط است؛ آبراهی باریک میان ایران و عمان که سال‌هاست نبض انرژی جهان را در مشت خود نگه داشته است.
از عوارض تا خدمات؛ رمزگشایی از دیپلماسی دریایی ایران در تنگه هرمز

به گزارش راه صنعت، اظهارات اخیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه درباره اینکه ایران از کشتی‌ها «عوارض عبور» دریافت نمی‌کند و آنچه مطرح است «هزینه خدمات» است، تنها یک موضع‌گیری دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه بخشی از جدال بزرگ‌تری بر سر کنترل لجستیک جهانی، امنیت انرژی و حقوق بین‌الملل دریایی است.

در دنیای مدرن، هنوز هم اقتصاد جهان به چند گلوگاه باریک وابسته است؛ تنگه هرمز، باب‌المندب، کانال سوئز و مالاکا. تمام فناوری‌های هوش مصنوعی و بازارهای دیجیتال هم در نهایت باید با کشتی حمل شوند. تمدن انسانی هنوز روی فولاد، نفت و مسیرهای دریایی سوار است؛ فقط رویش چند لایه اپلیکیشن کشیده‌اند تا واقعیات کمتر دیده شود.

تنگه هرمز؛ شریان حیاتی انرژی جهان

تنگه هرمز باریک‌ترین و در عین حال استراتژیک‌ترین مسیر انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود. روزانه حجم عظیمی از نفت خام، میعانات گازی و گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) از این مسیر عبور می‌کند. کشورهای تولیدکننده خلیج فارس مانند عربستان سعودی، امارات، کویت، عراق و قطر، بخش مهمی از صادرات انرژی خود را از طریق این آبراه به بازارهای جهانی می‌رسانند.

از منظر علمی و اقتصادی، هرگونه اختلال در چنین «گلوگاه انرژی» باعث ایجاد شوک در زنجیره تأمین جهانی می‌شود. بازار نفت برخلاف ظاهر پیچیده‌اش، به شدت روانی و حساس است. حتی احتمال ناامنی در تنگه هرمز می‌تواند باعث افزایش قیمت جهانی نفت شود؛ زیرا معامله‌گران انرژی، ریسک آینده را پیش‌خور می‌کنند.

در اقتصاد انرژی مفهومی به نام “Chokepoint Risk” وجود دارد یعنی ریسک گلوگاه هرچه وابستگی تجارت جهانی به یک مسیر محدود بیشتر باشد، ارزش ژئوپلیتیکی آن نقطه افزایش پیدا می‌کند. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این مفهوم در جهان است.

چرا ایران روی واژه «عوارض» حساس است؟

از منظر حقوق بین‌الملل دریاها، تنگه هرمز مشمول اصل «عبور ترانزیتی» است؛ یعنی کشتی‌های بین‌المللی حق عبور دارند و کشورهای ساحلی نمی‌توانند دلخواه برای عبور پول تعیین کنند. اما اکنون رویکرد ایران «هزینه خدمات دریایی» است که از نظر حقوقی بسیار مهم است.

این خدمات شامل مدیریت ترافیک دریایی، هدایت ناوبری، پایش امنیتی، امداد و نجات، کنترل آلودگی نفتی، حفاظت محیط زیست دریایی و مدیریت بحران‌های احتمالی است.

در حمل‌ونقل دریایی مدرن، این خدمات بخشی از زیرساخت لجستیکی محسوب می‌شوند و در بسیاری از آبراه‌های جهان برای آن‌ها هزینه دریافت می‌شود.

در واقع ایران می‌گوید ما برای عبور پول نمی‌گیریم؛ برای حفظ امنیت و پایداری این مسیر جهانی خدمات ارائه می‌کنیم؛ این جمله از نظر دیپلماتیک بسیار حساب‌شده است؛ چون اگر موضوع به «عوارض اجباری عبور» تعبیر شود، می‌تواند واکنش قدرت‌های دریایی و حتی پرونده‌های حقوقی بین‌المللی ایجاد کند.

لجستیک دریایی؛ ستون پنهان اقتصاد جهان

بیش از ۸۰ درصد تجارت جهانی از طریق دریا انجام می‌شود. کشتی‌های کانتینری، نفتکش‌ها و ناوگان حمل LNG ستون فقرات اقتصاد جهانی‌اند. اگر حمل‌ونقل دریایی برای چند هفته مختل شود، بسیاری از صنایع جهان دچار کمبود مواد اولیه می‌شوند.

تنگه هرمز در این زنجیره، نقش یک «سوئیچ حیاتی» را دارد. هر کشتی که وارد این آبراه می‌شود، بخشی از یک شبکه عظیم لجستیکی جهانی است که شامل بنادر، شرکت‌های بیمه دریایی، بانک‌های تأمین مالی، بورس‌های انرژی، خطوط کشتیرانی و شرکت‌های مدیریت ریسک می‌شود.

در واقع، عبور یک نفتکش از هرمز فقط جابه‌جایی نفت نیست؛ حرکت همزمان سرمایه، بیمه، اعتبار بانکی و امنیت ژئوپلیتیکی است. به همین دلیل است که کوچک‌ترین تنش نظامی یا حتی خبر سیاسی در این منطقه، بلافاصله نرخ بیمه کشتی‌ها را افزایش می‌دهد. در حمل‌ونقل دریایی، «ریسک» خودش یک کالا است که قیمت دارد.

بیمه دریایی؛ جایی که سیاست تبدیل به پول می‌شود

یکی از مهم‌ترین ابعاد کمتر دیده‌شده بحران‌های دریایی، صنعت بیمه است. اگر تنگه هرمز ناامن تلقی شود، هزینه بیمه نفتکش‌ها افزایش می‌یابد، کرایه حمل دریایی بالا می‌رود، قیمت نهایی انرژی بیشتر می‌شود و هزینه مصرف‌کننده جهانی افزایش پیدا می‌کند.

در اقتصاد حمل‌ونقل، گاهی حتی بدون شلیک یک گلوله، فقط با بالا رفتن «ضریب ریسک»، میلیاردها دلار هزینه اضافی به تجارت جهانی تحمیل می‌شود. به همین دلیل قدرت‌های جهانی نسبت به هرگونه تغییر در وضعیت حقوقی یا امنیتی تنگه هرمز حساس‌اند. چون هزینه ناامنی فقط برای منطقه نیست؛ کل اقتصاد جهان آن را پرداخت می‌کند.

رقابت کریدورها؛ چرا جهان به دنبال دور زدن هرمز است؟

در سال‌های اخیر، بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند. این مسئله بخشی از رقابت بزرگ «کریدورهای انرژی» است. نمونه‌ها شامل خط لوله شرق به غرب عربستان، خطوط انتقال امارات به دریای عمان، پروژه‌های اتصال زمینی انرژی و حتی طرح‌های جدید کریدور هند ـ خاورمیانه ـ اروپا هستند.

هدف همه این پروژه‌ها روشن است: کاهش وابستگی جهان به یک گلوگاه استراتژیک.

اما واقعیت این است که جایگزینی کامل هرمز فعلاً ممکن نیست. ظرفیت انتقال خطوط لوله هنوز با حجم تجارت دریایی قابل مقایسه نیست و حمل دریایی همچنان ارزان‌ترین روش انتقال انرژی در مقیاس عظیم محسوب می‌شود.

محیط زیست؛ بحران خاموش خلیج فارس

یکی از ابعاد علمی مهم ماجرا، آسیب‌پذیری اکوسیستم خلیج فارس است. خلیج فارس یک دریای نیمه‌بسته با تبادل محدود آب است. همین ویژگی باعث می‌شود آلودگی نفتی در آن ماندگارتر از اقیانوس‌های آزاد باشد.

از منظر زیست‌محیطی نشت نفت، تخلیه پسماند کشتی‌ها، آلودگی شیمیایی، و تراکم بالای تردد دریایی تهدیدی جدی برای آبزیان و سواحل منطقه محسوب می‌شود.

بنابراین بخشی از استدلال ایران و عمان درباره «هزینه خدمات» می‌تواند به مدیریت محیط زیست دریایی مرتبط باشد؛ موضوعی که در چارچوب حقوق بین‌الملل نیز قابل دفاع‌تر از مفهوم «عوارض عبور» است.

ژئوپلیتیک هرمز؛ قدرت بدون شلیک

اهمیت واقعی تنگه هرمز فقط اقتصادی نیست؛ بلکه ژئوپلیتیکی است. کشوری که بر یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان اشراف دارد، حتی بدون استفاده از قدرت نظامی، در معادلات جهانی وزن پیدا می‌کند.

در علم ژئوپلیتیک، کنترل گلوگاه‌های تجاری معادل «اهرم قدرت» است. همان‌طور که کانال سوئز برای مصر یا تنگه مالاکا برای شرق آسیا اهمیت راهبردی دارد، هرمز نیز برای ایران و منطقه یک ابزار قدرت محسوب می‌شود. به همین دلیل، بحث درباره هرمز صرفاً درباره کشتی و نفت نیست؛ بلکه درباره نظم قدرت در جهان آینده است.

جمع‌بندی

اظهارات اخیر مقام‌های ایرانی نشان می‌دهد تهران تلاش می‌کند میان سه حوزه حساس تعادل برقرار کند:

حقوق بین‌الملل،

امنیت ژئوپلیتیکی،

و منافع اقتصادی و لجستیکی.

ایران نمی‌خواهد متهم به محدودسازی آزادی کشتیرانی شود، اما هم‌زمان تأکید دارد که امنیت یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان هزینه دارد و این هزینه باید در قالب خدمات دریایی تعریف شود، نه عوارض سیاسی.

واقعیت این است که تنگه هرمز امروز فقط یک مسیر عبور نفت نیست؛ قلب تپنده بخشی از اقتصاد جهانی است. جهانی که با تمام ادعای دیجیتال و هوشمندی، هنوز آرامش بازارهایش وابسته به عبور آرام چند نفتکش از میان یک آبراه باریک است. کافی است این نبض چند روز نامنظم بزند تا معلوم شود تمدن مدرن چقدر بیشتر از آنچه تصور می‌کند، به جغرافیا وابسته است.

| منبع خبر : ایرنا
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : دیدگاه‌ها برای از عوارض تا خدمات؛ رمزگشایی از دیپلماسی دریایی ایران در تنگه هرمز بسته هستند

مجوز ارسال دیدگاه داده نشده است!

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.