- افزایش وام مسکن ملی به ۸۵۰ میلیون تومان
- جنگ ایران و سوپر النینو، جهان را به سمت قحطی و گرانی میبرد
- ادعای رژیم صهیونیستی در ترور فرمانده جدید قسام
- این استانها بارانی میشوند
- شهرکهای صنعتی از برنامه قطعی برق مستثنی شوند
- آمریکا دیگر نقطه امنی برای شرارت و استقرار پایگاههای نظامی در منطقه نخواهد داشت
سه مسیر ممکن برای آینده خاورمیانه
پایگاه خبری راه صنعت- درحالیکه خاورمیانه همچنان کانون نگرانیهای امنیتی جهانی است و با اتحادهای پیچیده، تقابلهای ایدئولوژیک و رقابتهای استراتژیک مشخص میشود که این منطقه در وضعیت تقریباً دائمی تنش قرار دارد. بحث جاری میان تشدید بحران و کاهش تنش، پیچیدگی ژئوپلیتیک منطقه و دیدگاههای مختلف درباره درگیریهای آینده را نمایان میکند.
ـ مسیر اول، استدلال برای تشدید بحران: تنها راه خروج از بحران، عبور از آن است
حامیان تشدید بحران استدلال میکنند که در شرایط کنونی تنشها در منطقه، احتمال وقوع یک درگیری بزرگ در خاورمیانه بیشتر میشود. این تحلیلگران به اصطکاک جاری بین اسرائیل، ایران و متحدانشان اشاره دارند که در حملات هدفمند، حملات پهپادی و تبادل موشکها در لبنان، سوریه و عراق بروز کرده است؛بهویژه پس از حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳. این الگوی مقاومت مداوم در خاورمیانه میتواند به سرعت به تنش های چندجانبه منجر شود. این تشدید دورهای اغلب از یک الگوی مقاومت، تلافی و بسیج نظامی بیشتر پیروی میکند که هر پاسخ، خطر یک درگیری وسیعتر را که ممکن است از کنترل خارج شود، افزایش میدهد. اگر این درگیریها گسترش یابند، پیامدهای آن فراتر از مرزهای فوری منطقه رفته و ممکن است مسیرهای تجاری حیاتی برای اقتصاد جهانی را مختل کرده، بازارهای مالی را بیثبات کرده و شرایطی برای تروریسم ایجاد کند.
این نکته حائز اهمیت است که تشدید مقاومت پس از ۷ اکتبر بعد از تلفات زیاد اسرائیل و انتقام شدید نظامی صورت گرفت. این تشدید نگرانیها درباره وقوع درگیری وسیعتر با کشورهای همسایه یا نیروهای محور مقاومت را دوباره زنده کرد. رویکرد سنتی ریین صهیونسیتی در برابر مقاومت خود معمولاً شامل حملات پیشگیرانه و حذف هدفمند رهبران دشمن است که هدف آن، بیاثر کردن تهدیدها پیش از تبدیل شدن آنها به درگیریهای مستقیم است. رییم غاصی صهیونسیتی بهطور فزایندهای به تشدید نظامی سنگین، بهویژه در نوار غزه و لبنان، روی آورده است. این تاکتیکها شامل حملات هوایی و گلولهباران توپخانهای است که هدف آن، کاهش توان گروههایی مانند حماس و حزبالله است.
باید افزود عملکرد غیردولتی ها مانند حزبالله در لبنان، حماس در غزه و حوثیها در یمن، به پیچیدگی تحرکات در منطقه میافزایند. این گروهها که اغلب از سوی قدرتهای نو ظهور منطقهای مانند ایران حمایت میشوند، استقلال زیادی دارند و اغلب براساس منافع خود عمل میکنند که لزوماً با منافع حامیان دولتیشان همسو نیست. این گروهها معمولاً غیرقابل پیشبینی هستند و اقداماتی انجام میدهند که باعث زنده شدن روح مقاومت و در ادامه پاسخها و ورود حامیانشان به درگیریها میشود، حتی زمانی که بازیگران دولتی تمایل دارند از درگیری مستقیم اجتناب کنند.
ـ مسیر دوم، حرکت بهسوی کاهش تنش
تلاشهای دیپلماتیک اخیر، پتانسیل ثبات منطقهای بهعنوان یک گزینه قابل اجرا بهجای رویارویی نظامی را نشان دادهاند. توافق عادیسازی میان عربستان سعودی و ایران که چین در مارس ۲۰۲۳ میانجیگری کرد، تغییر جهت بهسوی احترام متقابل و حل اختلافات مذهبی را نمایان کرد و به تثبیت منطقه خلیجفارس کمک کرد و یا توافقات ناقص ابراهیم در سال ۲۰۲۰ نیز رویکردی تحولآفرین در دیپلماسی خاورمیانه به نمایش گذاشت که به توافقهای صلح بین رییم صهیونیستی و چندین کشور عربی منجر شد؛ هرچند این ابتکارات نیازمند تعهد و همکاری بالای قدرتهای منطقهای و جهانی بودند.
ـ مسیر سوم: منطقه همچنان درگیری دارد، اما از حد بحران فراتر نمیرود
دیدگاه سوم معتقد است که اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک که همچنان موجب تشدید تنشها در خاورمیانه میشوند، ریشهدار و ماندگار هستند. حامیان این دیدگاه، جنگ وسیع در منطقه یا صلح پایدار را پیشبینی نمیکنند، بلکه ادامه درگیریهای نیابتی، درگیریهای پراکنده و دیپلماسی پرتلاطم را بدون یک حلوفصل قطعی میبینند.
این دیدگاه از درگیریهای نیابتی جاری حمایت میکند، مانند درگیریهای گهگاه میان گروههای مقاومت و نیروهای همپیمان ایالات متحده در عراق. درحالیکه این حوادث هنوز به درگیری مستقیم میان ایران و ایالاتمتحده آمریکا منجر نشده است، آنها نشاندهنده یک الگوی خشونت سطح پایین مداوم هستند که بدون رسیدن به نقطه جوش در حال ادامه است.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

