- پنج سناریوی نیوزویک برای آینده رویارویی ایران و آمریکا
- دستور دادستانی تهران درباره بازنگری در قیمت کودهای شیمیایی
- اقتصاد اسرائیل زیر فشار جنگ با ایران کوچک شد/افت ۳.۳ درصدی GDP اسرائیل
- آمادهباش برای سیلاب و آبگرفتگی؛ سامانه بارشی جدید ایران را فرا میگیرد
- وزیر کار تکلیف افزایش حقوق بازنشستگان را معلوم کرد
- بیانیه مشترک کانون نهاد های سرمایه گذاری/ضرورت حفظ نقدشوندگی بازار
دوقطبی «همهچیز تقصیر جنگ است» یا «جنگ هیچ اثری ندارد» غلط است
به گزارش راه صنعت، حسن حسنخانی، کارشناس اقتصادی، درباره سهم جنگ در مشکلات اقتصادی کشور اظهار کرد: این روزها مدام این پرسش مطرح میشود که هزینه جنگ برای کشور چقدر است و چه بخشی از مشکلات اقتصادی فعلی ناشی از جنگ و چه بخشی محصول عوامل دیگر است. اما نحوه طرح این سوال میتواند ما را دچار انحراف تحلیلی کند.
وی افزود: خطر این است که یا ترکفعلها و کمکاریهای انباشتهشده خودمان را به گردن جنگ بیندازیم یا برعکس، آثار جنگ را بسیار ناچیز تلقی کنیم. هر دو نگاه اشتباه است؛ هم میتوان آثار جنگ را کماهمیت جلوه داد و گفت جنگ هیچ اثری نداشته و هم میتوان همه گرانیها و مشکلات معیشتی مردم را به جنگ نسبت داد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: متأسفانه هر دو رویکرد نهتنها اشتباه، بلکه منشأ توصیههای سیاستی غلط هستند. اگر آثار جنگ را ناچیز بدانیم، همان رویههای گذشته را ادامه میدهیم و هیچ تدبیر ویژهای اتخاذ نمیکنیم. از سوی دیگر اگر همه چیز را به جنگ نسبت دهیم، یأس و ناامیدی را در جامعه ترویج کردهایم و این تصور شکل میگیرد که دیگر کاری از دست کسی برنمیآید.
حسنخانی با اشاره به ریشههای اقتصادی جنگ اظهار داشت: حتی خود جنگی که امروز با آن مواجه هستیم نیز تا حدی محصول ترکفعلهای اقتصادی انباشتهشده است. اگر در سالهای گذشته، فارغ از اینکه کدام دولت یا چه جریان سیاسی بر سر کار بوده، الزامات جنگ اقتصادی را جدی میگرفتیم و متناسب با آن سیاستگذاری میکردیم، شاید امروز با چنین شرایطی روبهرو نبودیم.
وی گفت: از سال ۱۳۸۶ هشدارهایی درباره جنگ اقتصادی مطرح شد، اما در عمل بسیاری از قوانین و برنامهها یا اجرا نشدند یا بسیار ناقص اجرا شدند. برنامههای توسعه، قوانین مرتبط با شفافیت اقتصادی و مقابله با قاچاق نمونههایی از این موارد هستند. نمیشود قانون نوشت اما در اجرا عقبنشینی کرد و انتظار داشت حکمرانی اقتصادی موفق باشد.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: اکنون که جنگ رخ داده، نمیتوان سیاستهای دوران صلح را بدون تغییر ادامه داد. نمیشود در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، همه امور بدون هیچ اولویتبندی و مدیریت ویژه دنبال شود و تصور کنیم شرایط عادی است.
حسنخانی ادامه داد: در وضعیت جنگی، باید سیاستهای متناسب با شرایط خاص طراحی شود. البته این به معنای اعمال سیاستهای ریاضتی و فشار به مردم نیست. برخی اینگونه القا میکنند که حالا که جنگ شده باید قیمت بنزین افزایش یابد یا فشار اقتصادی بیشتری به مردم وارد شود؛ این رویکرد اشتباه است.
وی افزود: میتوان شرایط جنگی را مدیریت کرد بدون اینکه مردم تحت فشار قرار گیرند. به جای فشار به مردم، باید فشار بر ساختارهای دولتی و هزینههای غیرضروری وارد شود. این سوال جدی وجود دارد که آیا در شرکتهای بزرگ دولتی آثار جنگ دیده میشود؟ آیا در هزینهها، پرداختها، همایشها و تشریفات تغییری ایجاد شده است؟
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: اگر آثار جنگ فقط برای مردم باشد اما ساختارهای دولتی و شرکتهای بزرگ بدون تغییر به روند گذشته ادامه دهند، این پرسش ایجاد میشود که اساساً چه تغییری در شیوه اداره کشور رخ داده است.
حسنخانی در پایان تأکید کرد: کشور نیازمند یک اتاق فرماندهی و اتاق جنگ اقتصادی است. نه باید وانمود کرد جنگ هیچ اثری ندارد و نه باید همه مشکلات را به جنگ نسبت داد و مردم را تحت فشار قرار داد. دولت باید متناسب با شرایط موجود، سیاستهای ویژه و متفاوتی اتخاذ کند.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

