امکان احیای ابتکار عمل روسیه در تحولات خاورمیانه
راه صنعت- خاورمیانه همیشه منطقهای بسیار پیچیده با مشکلات بههمپیوسته فراوان بوده است. شکلگیری اسرائیل در سال ۱۹۴۸ این پیچیدگیها را به سطح دیگری برد.
اگرچه بعید به نظر میرسد پیشرفتی در حل و فصل مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی، وضعیت سوریه، مسئله هستهای ایران یا ایجاد یک سیستم امنیتی منطقهای در آینده نزدیک حاصل شود، اما مشارکت روسیه در بهبود وخامت اوضاع خاورمیانه کاملاً محتمل است.
هنگام بحث درباره نقش روسیه در خاورمیانه، سه نکته مهم به ذهن خطور میکند:
اول، ارتباط مسکو با این منطقه سابقه طولانی دارد و به قرنها قبل، عمدتاً از طریق مسیحیت و اسلام بر میگردد.
دوم، روسیه از روابط قوی و متعادل با همه بازیگران اصلی منطقه (کشورهای عربی، ایران، اسرائیل و ترکیه) برخوردار است.
سوم، همکاری مسکو و واشنگتن میتواند به تقویت امنیت منطقه کمک کند.
باید افزود از دهه ۱۹۵۰مسکو بهتدریج با بیشتر جمهوریهای عربی تعامل برقرار کرد. روابط روسیه با سلطنتها نه کاملاً دوستانه و نه کاملاً خصمانه بود. علاوه بر این، اگرچه اتحاد جماهیر شوروی یکی از اولین کشورهایی بود که در سال ۱۹۴۸ رژیم اشغال گر قدس را بهرسمیت شناخت، اما روابطش با تلآویو بهتدریج بهدلیل نزدیک شدن رژیم صهیونیستی به غرب رو به وخامت گذاشت.
همچنین باید اذعان داشت جهش واقعی برای مسکو در سال ۱۹۵۵ اتفاق افتاد که دولت انقلابی مصر پس از ناامیدن شدن از تحویل سلاح از ایالات متحده، به اتحاد جماهیر شوروی روی آورد. بین سالهای ۱۹۵۵ و ۱۹۷۲ که از مستشاران نظامی شوروی خواسته شد مصر را ترک کنند، مسکو علاوه بر مصر، روابط بسیار نزدیکی با سوریه، عراق، الجزایر، یمن و لیبی برقرار کرده بود. بدون شک طی درگیری با اسرائیل، حمایت مسکو از کشورهای عربی نقش مهمی در تقویت مواضع اعراب در سطح بینالمللی داشت. در همان دوره، روابط مسکو با ایران، صهیونیست ها و ترکیه بهدلیل روابط آنها با غرب در دوران جنگ سرد دچار مشکل بود. پس از پایان جنگ سرد، روسیه موفق شد روابط دوستانه خود را، هرچند با وقفهای حدود پانزده ساله (پس از سفر سادات، رئیسجمهور مصر، به اورشلیم) با بیشتر جمهوریهای عربی حفظ کند. همزمان روسیه روابط سرد با پادشاهیها را به روابط دوجانبه سودمند در زمینههای مختلف، از جمله همکاری نظامی و انرژی تبدیل کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، مسکو موفق شد روابط خود با تهران را اصلاح کند. از آن زمان به بعد، روابط عموماً رو به بهبود بوده و همکاریها بهویژه در سوریه مشهود است. همچنین پس از پایان جنگ سرد، مسکو توانست با رژیم صهیونیستی و ترکیه تعامل برقرار کند. همانطور که میدانید، طی دهه گذشته، سطح روابط با هر دو کشورـ با وقفههای کوتاه به بالاترین حد خود رسیده است. بهطور خلاصه، روابط مسکو با مهرههای کلیدی منطقهای از زمان جنگ سرد بهطور قابل توجهی بهبود یافته است.
در ادامه باید افزود زمانی که مسکو و واشنگتن با یکدیگر همکاری میکردند، این همکاری تأثیر مثبتی بر منطقه داشت، اما وقتی به شیوههای متناقض عمل کردند، به امنیت منطقه لطمه زدند. متأسفانه حتی در زمان همکاری هم، با ادامه رقابت جهانی بین دو کشور، نتایج مثبت زودگذر بود. اما سال ۱۹۵۶ که فرانسه، اسرائیل و بریتانیا به مصر حمله کردند، مواضع ناهماهنگی پیش آمد؛ در نتیجه، این تجاوز سهجانبه بهسرعت پایان یافت و نیروهای مسلح هر سه کشور مجبور به عقبنشینی از سرزمینهای مصر در منطقه کانال سوئز و شبهجزیره سینا شدند. طی سالهای بعد، بهرغم رقابت جهانی بین مسکو و واشنگتن در طول جنگ سرد، لحظات متعددی وجود داشت که دو کشور در خاورمیانه همکاری داشتند.
اگرچه در جنگهای سالهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳، طرفین جبهههای مختلفی را مورد حمایت قرار دادند، اما همکاری آنها امکان تصویب قطعنامههای ۲۴۲ و ۳۳۸ را فراهم کرد که به شورای امنیت سازمان ملل اجازه میداد به خصومتها پایان دهد.تلاش برای آغاز مذاکرات، در ابتدا غیرمستقیم (سال ۱۹۶۷) و سپس مستقیم (سال ۱۹۷۳ در ژنو) انجام شد. پس از پایان جنگ سرد نیز موارد زیادی وجود داشته که همکاری آمریکا و روسیه موجب تصویب قطعنامههای شورای امنیت درباره وضعیت بیتالمقدس، شهرکسازی و دو کشور شده است.
این نکته حائز اهمیت است همکاری این د و ابر قدرت به درگیری اعراب و اسرائیل محدود نشد، بلکه به سایر موضوعات منطقه، بهویژه موضوع هستهای ایران، لبنان و سوریه نیز تعمیم داده شد. روندی که سال ۲۰۰۳ آغاز شد و سال ۲۰۱۵ با برنامه جامع اقدام مشترک در مورد برنامه هستهای ایران (برجام) پایان یافت، یکی از این نمونههاست. اگر مسکو و واشنگتن باور نداشتند که همکاری در راستای منافع مشترکشان انجام میشود، این امر ناممکن میشد.
همچنین در مورد سوریه، اگرچه مسکو و واشنگتن در مناقشه از طرفهای مخالف حمایت کردند، اما موفق شدند در شورای امنیت بر سر اسناد اصلی که همچنان خطوط حل و فصل را تعیین میکنند، به توافق برسند (بیانیه ژنو ۲۰۱۴، قطعنامه ۲۱۱۸ درباره حذف مواد شیمیایی و قطعنامه ۲۲۵۴ که طی آن پارامترهای حل و فصل سیاسی مشخص شده است).
اما باید یاداور شد جهان در حال حاضر بسیار آشفته است و از یک سیستم دوقطبی بهسمت سیستم چندقطبی پیش میرود. طی سی سال گذشته شاهد وقایع نگرانکنندهای بودهایم. استفاده اسرائیل از زور علیه غیرنظامیان غزه طی سال گذشته و اخیراً در لبنان، یکی از این نمونههای نگرانکننده است.
هسته اصلی این مشکلات مناقشه فلسطین و رژیم غاصب صهیونیستی است؛ اما نباید از اشغال سرزمینهای عربی سوریه و لبنان توسط اسرائیل غافل شویم. هیچیک از این مشکلات را نمیتوان بهراحتی در کوتاهمدت حل کرد، اما باید برای جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع و هموار کردن مسیر برای حل و فصل مناقشه در زمان لازم با تمام قوا تلاش کرد. پارهای از مسائل از قبیل مشکلات سوریه، ایران و ایجاد یک سیستم امنیتی منطقهای روسیه را به مشارکت برای بهبود اوضاع فرا میخواند.
باید یادآور شد مسکو از مزیت روابط تاریخی دیرینه با کشورهای خاورمیانه برخوردار است که همیشه درک عمیق و همهجانبۀ بینظیری از این منطقه را برایش فراهم کرده است. خاورمیانه نزدیک مرزهای روسیه قرار دارد و امنیت ملی این کشور بهطور مستقیم تحت تأثیر منطقه است وبرخلاف ایالات متحده، روسیه از مزیت روابط خوب با همه بازیگران کلیدی منطقهای برخوردار است. چین نیز از این مزیت برخوردار است، اما به نظر میرسد که این کشور با تمرکز بر منافع اقتصادی خود، تمایلی به مشارکت در طرحهای امنیتی ندارد.
همچنین با بدتر شدن روابط روسیه و ایالات متحده بهدلیل درگیری در اوکراین، پیشبینی هرگونه همکاری بین دو کشور در خاورمیانه در آینده نزدیک تقریباً غیرممکن است. با وجود وضعیت تأسف بار روابط ایالات متحده و روسیه، مسکو همچنان میتواند سهم مهمی در امنیت و ثبات خاورمیانه داشته باشد و در این روند، پس از احیای همکاری با ایالات متحده، راه را برای حل و فصل هموار کند. با توجه به پیامدهای وضعیت فاجعه بار غزه و تشدید تنش اخیر در لبنان، چنین نقشی برای روسیه بهطور فزایندهای ضروری و فوری به نظر میرسد.
اما باید توجه داشت با جنگ غزه، الگوی حل و فصل منطقه تغییر کرده است. این دیگر جنگ «اعراب/فلسطینی در مقابل اسرائیل» نیست، بلکه بقیه جهان یا یک طرف را تماشا میکنند یا تا حدی از یک طرف حمایت میکنند. اکنون تقریباً کل جامعه بینالمللی با رژیم اشغال گر قدس مخالف است و تعداد انگشتشماری از حامیان از جمله ایالات متحده طرفدار آن هستند. اما حتی اینجا هم تغییراتی وجود دارد. کافی است به قطعنامههای تصویبشده مجمع عمومی سازمان ملل متحد از اکتبر ۲۰۲۳ اشاره کنیم که آخرین آنها به ۱۸ سپتامبر بر میگردد. (قطعنامه ES-10/24 در مورد رأی مشورتی دیوان بینالمللی، که براساس آن، تنها ۱۴ کشور در حمایت از اسرائیل رأی دادند در برابر ۱۲۴ رأی مخالف آن و رأی ممتنع ۴۳ کشور.)
باید اذعان داشت و فراموش نکرد که روابط روسیه با رژیم صهیونسیتی هرگز بهتر از این نبوده است، حتی اگر وقفه موقت بهدلیل درگیری اوکراین را در نظر نگیریم. متأسفانه با وجود دولت فعلی اسرائیل، چشمانداز حل مشکل فلسطین بدون ذکر مسئله اشغال سرزمینهای سوریه و لبنان توسط اسرائیل، تقریباً غیرممکن است. حداکثر دستاورد قابل تصور، آتشبس، کمکهای بشردوستانه، فراهم آوردن شرایط برای بازگشت مردم غزه به خانههای خود و لغو اقداماتی است که اوضاع در کرانه باختری را تشدید میکند. همچنین توقف حملات اسرائیل به لبنان و تضمین تثبیت اوضاع در مرز سرمین هخای اشغالی و لبنان در اولویت قرار دارد. روسیه میتواند کمک بزرگی به پیشبرد همه این موارد باشد. روسیه باید دولت فعلی اسرائیل و جامعه اسرائیل را متقاعد کند که در صورت ادامه سیاستهای فعلی، دیگر امکان حفظ روابط خوب با مسکو وجود نخواهد داشت. بهطور خلاصه، سختگیری به مقدار لازم میتواند مفید باشد. در این رابطه نمیتوان اهمیت دیاسپورا (پراکندگی) زیاد روسیه در اسرائیل را نادیده گرفت.
همچنین روسیه میتواند در جایی که بهطور مستقیم درگیر است (سوریه، لیبی، سودان و ایران) نیز کمک بزرگی باشد.
روسیه باید از این مزیت برای به حداقل رساندن تنش استفاده کند. سوریه و ایران به دلایل مختلف در یک دستهبندی خاص قرار دارند. مهمتر از آن، این دو کشور به یکدیگر متصل هستند، زیرا آنکارا و تهران مهرههای اصلی در سوریه محسوب میشوند. حذف حضور ایران و ترکیه در سوریه برای ثبات درازمدت این کشور اهمیتی ویژه دارد و روابط آنکارا، تهران و کشورهای عربی هم بسیار حائز اهمیت است.
در خصوص روابط سوریه و ترکیه، مسکو برای میانجیگری نسخۀ توسعهیافتۀ توافق آدانا که از منافع امنیتی هر دو کشور محافظت میکند، شرایط مناسبی دارد. مسکو همچنین میتواند با کشورهای عربی، ایران و ترکیه گامهایی برای فراهم آوردن شرایط جهت رسیدن به یک راهحل پایدار بردارد. از آنجا که حضور ایران برای کشورهای عربی نگرانکننده است، مسکو نیز میتواند در تحقق یک توافق موقت که به نفع اعراب و ایرانیان باشد، نقش داشته باشد. با این حال، حل و فصل نهایی موضوع سوریه تنها زمانی محقق خواهد شد که مسکو و واشنگتن به درک متقابل خاصی برسند.
در ادامه باید یادآور شد امنیت منطقه خاورمیانه و جلوگیری از توسعه سلاحهای هستهای همواره در اولویتبندی مسائل روسیه قرار داشته است. روابط روسیه با ایران میتواند برای حل مشکلات امنیتی منطقهای و جهانی نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
وقایع اخیر در غزه و لبنان نشان داد که رژیم صهونیستی به هیچ وجه در استفاده از قابلیت نظامی خود محدودیتی قائل نمیشود. درهمین حال ارتباط تنگاتنگ بین امنیت در خلیج فارس و امنیت کل خاورمیانه را برجسته کرده است.
زمان آن فرا رسیده است که مسکو امکان احیای ابتکار عمل خود را بررسی کند؛ اما این بار ممکن است برخی تغییرات برای بازتاب تغییر محیط امنیتی منطقهای در نتیجه جنگ غزه و پیامدهای آن ضروری باشد. متأسفانه آشفتگیهایی که جهان تجربه میکند برای مدتی ادامه خواهد داشت و بدون شک بر خاورمیانه سایه خواهد انداخت. اما این بهانهای برای متوقف شدن نقش میجانجی گری روسیه نیست.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

